دانلود کتاب‌های نایاب ، تاریخی ، کهنه ، خطی ، نفیس و قديمی و دانلود رمان و نمايشنامه در کتابخانه مجازی "پرتال جامع كتاب تاريخ" HistoryBook.ir

دانلود کتاب‌های نایاب ، تاریخی ، قديمی - کتابخانه مجازی تاریخ‌بوک

تاريخ ايران باستان: تاريخ ايران بعد از اسلام:
دانلود کتاب تاريخ هرودوت دانلود کتاب تاريخ طبری
دانلود کتاب تاريخ ايران، از باستان تا امروز دانلود کتاب تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان
دانلود کتاب از کوروش تا پهلوی دانلود کتاب تاريخ مشروطه (احمد كسروی)
دانلود کتاب تاریخ ابن‌خلدون دانلود کتاب جامع‌التواريخ
دانلود کتاب تاریخ ایران باستان (دیاکونوف) دانلود کتاب التنبيه و الاشراف (مسعودی)
دانلود کتاب تاریخ کامل ایران از مادها تا عصر حاضر دانلود کتاب تاريخ ابن‌ اثير
دانلود کتاب تمدن ایران باستان دانلود کتاب تاریخ ایران، از صدر اسلام تا سلجوقیان
دانلود کتاب آریایی‌‌ها دانلود کتاب تاريخ ايران مدرن (آبراهاميان)
دانلود کتاب تاریخ ایران (سر پرسی سايكس) دانلود کتاب چرا ايران عقب‌ ماند و غرب پيش‌ رفت
دانلود کتاب تاريخ كامل ايران (سرجان ملكم) دانلود کتاب ایران بین دو کودتا
دانلود کتاب تاريخ ايران باستان (پيرنيا) دانلود کتاب اختناق ایران (مورگان شوستر)
دانلود کتاب نگاهی به تاریخ جهان (جواهر‌لعل نهرو) دانلود کتاب تاريخ امپراتوری عثمانی و تركيه جديد
دانلود کتاب حيات مردان نامی (پلوتارک) دانلود کتاب طبقات سلاطين اسلام
دانلود کتاب تاريخ تمدن (ويل دورانت) دانلود کتاب آخرين سفر شاه
دانلود کتاب ايران باستان (موله) دانلود کتاب مشاغل‌ ايران‌ در‌ دوره‌ قاجار
دانلود کتاب از مادها تا ساسانيان (پيرنيا) دانلود کتاب تصاوير نایاب از دوران قاجار و پهلوی
دانلود کتاب اخبار الطوال (دينوری) دانلود کتاب تاریخ معاصر ایران (سعید نفیسی)
دانلود کتاب تاريخ كامل ايران (خنجی) دانلود کتاب ایران در یک قرن پیش
دانلود کتاب تاريخ ماد (دياكونوف) دانلود کتاب منم تيمور جهانگشا
دانلود کتاب تاریخ اشکانیان (دیاكونوف) دانلود کتاب تاریخ معاصر ایران (پیتر آوری)
دانلود کتاب ايران‌ در‌زمان‌ ساسانيان (كريستن‌سن) دانلود کتاب رضاشاه‌پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ
دانلود کتاب ايران‌ از‌آغاز‌ تا‌ اسلام (رومن‌ گيرشمن) دانلود کتاب آغا محمد خان
دانلود کتاب تاريخ‌ تمدن‌ ساسانی (نفيسی) دانلود کتاب خلد برین
دانلود کتاب قرمان‌های‌ شاهنشاهان‌ هخامنشی دانلود کتاب تیمور لنگ
دانلود کتاب ايران پيش‌ از آريايی‌ها تا هخامنشيان دانلود کتاب تصوف ایرانی (زرینکوب)
دانلود کتاب سكه‌ها و پيكره‌های‌ شاهنشاهان‌ايران دانلود کتاب زندگی و زمانه شاه
دانلود کتاب باستان‌شناسی ایران باستان دانلود کتاب پيدايش دولت صفوی
دانلود کتاب نوادگان‌ يزدگرد در‌ چين (تورج‌ دريایی)  
دانلود کتاب تاریخ جنگ‌های ایران، از مادها تا امروز رمان:
دانلود کتاب آثار الباقيه (ابوريحان بيرونی) دانلود کتاب طاعون (آلبر كامو)
دانلود کتاب پذیرش اسلام در ایران دانلود کتاب هزار پیشه (بوکوفسکی)
دانلود کتاب طبقات ناصری دانلود کتاب بوف كور (نسخه دستنويس صادق‌هدايت)
دانلود کتاب تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطه دانلود کتاب مهمان مردگان (كافكا)
دانلود کتاب تاریخ هنر جهان دانلود کتاب زن‌های وحشی آمازون
دانلود کتاب دایرةالمعارف مصور جهان دانلود کتاب داستان‌های كوتاه كافكا (كافكا)
دانلود کتاب پرتوی از فلسفه ایران باستان دانلود کتاب قلعه حيوانات (جورج اورول)
دانلود کتاب کوروش کبیر دانلود کتاب دن کیشوت (سروانتس)
  دانلود کتاب تهوع (سارتر)
كتاب‌های مقدس: دانلود کتاب سقوط (آلبر كامو)
دانلود کتاب بهاگاواد گيتا (كتاب‌ مقدس هندوها) دانلود کتاب هزار و يك شب
دانلود کتاب كتاب‌ تبتی‌ مردگان (كتاب‌ مقدس بودايی‌ها) دانلود کتاب برادران کارامازوف (داستایوفسكی)
دانلود کتاب رامايانا (كتاب‌ مقدس هندوها) دانلود کتاب كمدی الهی (دانته)
دانلود کتاب اوستا (كتاب‌ مقدس زرتشتيان) دانلود کتاب جنايت و مكافات (داستايوفسكی)
دانلود کتاب زبور دانلود کتاب مسخ (كافكا)
دانلود کتاب تورات  
دانلود کتاب انجيل اساطیر:
دانلود کتاب انجیل برنابا دانلود کتاب آفرينش‌ خدايان، راز داستان‌های اوستایی
دانلود کتاب انجیل یهودا دانلود کتاب سلسلة‌‌التواريخ‌ (شگفتی‌های‌‌ جهان باستان)
دانلود کتاب تاريخ‌ اديان و مذاهب ايران دانلود کتاب حماسه گيلگمش (بازمانده از سومر باستان)
دانلود کتاب آشنایی با ادیان دانلود کتاب الواح سومری
دانلود کتاب تاریخ یهود و مسیحیت در ایران دانلود کتاب افسانه‌های‌ سرخ‌پوستان
دانلود کتاب تاريخ اديان جهان  
دانلود کتاب تاریخ پیامبران اولوالعزم شعر:
  دانلود کتاب مثل‌ها و حکمت‌ها
فلسفه: دانلود کتاب زراتشت نامه (نسخه‌ خطی)
دانلود کتاب مجموعه تمام آثار افلاطون دانلود کتاب پيشگويی‌های شاه‌ نعمت‌الله‌ولی
دانلود کتاب چنين گفت زرتشت (نيچه) دانلود کتاب دیوان شرقی (گوته)
دانلود کتاب آشنایی با فلسفه سیاسی دانلود کتاب برهان قاطع
دانلود کتاب متافیزیک (مابعدالطبیعه) (ارسطو)  
دانلود کتاب پنج رساله (افلاطون) روانشناسی:
  دانلود کتاب ضمیر پتهان (یونگ)
روزنامه‌های تاریخی: دانلود کتاب یونگ، مفاهیم کاربردی
دانلود روزنامه طوفان (فرخی یزدی)  
دانلود روزنامه قرن بیستم (میرزاده عشقی)  
دانلود روزنامه مردم ایران  
دانلود روزنامه خاک و خون  
دانلود روزنامه باختر امروز (دکتر فاطمی)  
دانلود روزنامه وقایع اتفاقیه (امیرکبیر)  
دانلود نشریات پیمان و پرچم (احمد کسروی)  
دانلود روزنامه ایران باستان (سیف آزاد)  
   
   

دانلود کتاب‌های نایاب ، تاریخی ، قديمی - کتابخانه مجازی تاریخ‌بوک

داريوش بزرگ

كتاب نایاب " داریوش دادگر " اثر شروین وکیلی می‌باشد.

بر کتاب داریوش دادگر، اثری است پژوهشی برپایه بازشناسی شخصیت داریوش هخامنشی و نوع نگرش او به زیردستان و به طور دقیق، اثری است برای سنجش عدل و داد داریوش هخامنشی بزرکترین پادشاه هخامنشیان.

دانلود کتاب " داریوش دادگر "

دانلود کتاب ” داریوش دادگر “
3.8 (75%) 4 votes

 نقش رستم یکی از مهم ترین و زیباترین آثار باستانی است که در حدود 5 کیلومتری تخت جمشید، در کوه حاجی آباد واقع است.

آرامگاه چند تن از پادشاهان هخامنشی از جمله داریوش بزرگ و خشایارشا، نقش برجسته‌هایی از وقایع مهم دوران ساسانیان از جمله تاجگذاری اردشیر بابکان و پیروزی شاپور اول بر امپراتوران روم، بنایی موسوم به کعبه زرتشت و نقش‌برجسته ویران‌شده‌ای از دوران عیلامیان در نقش رستم قرار دارد.

داریوش بزرگ، شاه بزرگ هخامنشیان که آرامگاه او نیز در این منطقه قرار دارد، در کتیبه‌ای چنین سخنرانی کرده است:

داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این (است) کشورهائی که من جدا از پارس گرفتم.بر آنها حکمرانی کردم… آنچه از طرف من به آنها گفته شد آنرا کردند. قانون من آن (است که) ایشان را نگاهداشت.ماد، خوزستان ،پارت ،هرات ، بلخ ،سغد ،خوارزم ، زرنگ، رخج ،ث ت گوش گندار ،هند ،سکائیهای هوم نوش، سکائی‌های تیز خود، بابل ،آشور، عربستان ، مصر ، ارمنستان ،کپدوکیه، سارد، یونان ، سکائی‌های ماوراء دریا، سکودر، یونانی‌های سپر روی سر، لیبیها، حبشی‌ها، اهالی مک، کارئی‌ها.

داریوش شاه گوید: اهورامزدا، چون این زمین را آشفته دید، پس از آن آنرا به من ارزانی فرمود. مرا شاه کرد. من شاه هستم. به خواست اهورامزدا من آنرا در جای خودش نشاندم. آنچه من به آنها گفتم، چنانکه میل من بود، آنرا کردند.

اگر فکر کنی که چند بود آن کشورهایی که داریوش شاه داشت پیکره‌ها راببین که تخت را می‌برند. آنگاه خواهی دانست، آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) نیزه مردی پارسی دور رفته. آنگاه به تو معلوم می‌شود، (که) مردی پارسی خیلی دور از پارس جنگ کرده است.

داریوش شاه گوید: این که کرده شده آن همه را به خواست اهورامزدا کردم. اهورامزدا مرا یاری کرد تا هنگامی که کار را بکردم. اهورامزدا من و خاندان سلطنتی‌ام را و این کشور را از زیان محفوظ دارد! این را من از اهورامزدا درخواست می‌کنم. این را اهورامزدا به من بدهاد!

ای مرد! فرمان اهورامزدا، آن به نظر تو ناپسند نیاید!
راه راست را ترک منما، شورش مکن!

دوست ندارم که توانا بر ناتوان ستم کند یا بزرگی از زیردستی زور بشنود.
هر آنچه زیباست، من آن را دوست دارم!
من دوست و بَردهٔ دروغ نیستم، تندخو نیستم.
حتی وقتی خشم مرا فرامی‌گیرد، با اراده‌ام آن را فرومی‌نشانم.

بخشی از سخنان "داریوش بزرگ "در نقش رستم

بخشی از سخنان “داریوش بزرگ “در نقش رستم
به اين كتاب امتياز بدهيد.

پاره‌ای از لشگر‌کشی‌های داریوش بزرگ در سال‌های نخست سلطنتش از زبان خود او که در کتیبه بیستون به یادگار گذاشته است:

داریوش شاه گوید: این است آنچه من به خواست اهورامزدا در همان یک سال پس از آن که شاه شدم کردم.

نوزده جنگ کردم. به خواست اهورا مزدا من آنها را زدم و نه شاه گرفتم (بجز شاه سکاها). یکی گئومات مغ بود. او دروغ گفت من بردی پسر کوروش هستم. او پارس را نافرمان کرد. یکی آثرین نام خوزی. او دروغ گفت: من در خوزستان شاه هستم او خوزستان را نسبت به من نافرمان کرد. یکی ندئیت ب ئیر نام بابلی. او دروغ گفت من نبوکدرچر پسر نبون ئیت هستم او بابل را نافرمان کرد. یکی مرتی ی نام پارسی. او دروغ گفت: من ایمنیش در خوزستان شاه هستم. او خوزستان را نافرمان کرد.

یکی فرورتیش نام مادی. او دروغ گفت: من خش ثرئیت از دودمان هوخشتر هستم. او ماد را نافرمان کرد. یکی چی ثرتخم نام اسگرتی او دروغ گفت چنین گفت: من در اسگرت شاه هستم از دودمان هوخشتر او اسگرت را نافرمان کرد.

یکی فراد نام مروزی. او دروغ گفت چنین گفت: من در مرو شاه هستم. او مرو را نافرمان کرد. یکی وهیزدات نام پارسی. او دروغ گفت: من بردی ی پسر کوروش هستم. او پارس را نافرمان کرد. یکی ارخ نام ارمنی. او دروغ گفت: من نبوکدرچر پسر نبون ئیت هستم. او بابل را نافرمان کرد.

داریوش شاه گوید: این نه شاه را من در این جنگها گرفتم. (بدون احتساب شاه سکاها)

داریوش شاه گوید: این [ است ] کشورهایی که نافرمان شدند. دروغ آنها را نافرمان کرد که اینها به مردم دروغ گفتند. پس از آن اهورامزدا آنها را بدست من داد. هرطور میل من [ بود ] همانطور با آنها کردم.

داریوش شاه گوید: تو که از این پس شاه خواهی بود خود را قویاً از دروغ بپای. اگر چنان فکر کنی [ که ] کشور من در امان باشد مردی که دروغ زن باشد او را سخت کیفر بده.

داریوش شاه گوید: این [ است ] آنچه من کردم. به خواست اهورامزدا در همان یک سال کردم. تو که از این پس این نبشته را خواهی خواند آنچه به وسیله من کرده شده ترا باور شود. مبادا آن را دروغ بپنداری. داریوش شاه گوید: اهورا مزدا را گواه می‌گیرم که آنچه من در همان یک سال کردم این راست [ است ] نه دروغ. داریوش شاه گوید: به خواست اهورا مزدا و خودم بسیار [ کارهای ] دیگر کرده شد [ که ] آن در این نبشته نوشته شده‌است به آن جهت نوشته نشد.

مبادا آنکه از این پس این نبشته را بخواند انچه بوسیله من کرده شد, در دیده او بسیار آید و این او را باور نیاید و دروغ بپندارد…

لشگرکشی‌های داریوش بزرگ

نقشه سرزمین ایران در زمان پادشاهی داریوش بزرگ هخامنشی

لشگرکشی‌های داریوش بزرگ
به اين كتاب امتياز بدهيد.

داریوش بزرگ را میتوان به جرات یکی از نوابغ هوشمند و شایسته برای قدرت و زمامداری کشور بزرگ و پرافتخار ایران زمین نامید .وی در سال 522 پیش از میلاد بر اریکه شاهنشاهی نیمی از آسیا نشست و در سال 486 پیش از میلاد چشم از جهان فرو بست و ایرانی را برای ما به ارث گذاشت که درجهان بی سابقه بود .

او یکی از سرداران نامی ارتش کامبوجیه فرزند کورش بزرگ بود . پس از درگذشت کمبوجیه داریوش بزرگ بر ضد بریای دروغین که خود را فرزند کورش معرفی کرده بود قیام کرد و سلطنت را از وی بازستاند . داریوش با همکاری شش سردار برجسته از ارتش کمبوجیه بر ضد شاه دروغین قیام کردند و وی را از مقام شاهی برکنار کردند.

از اقدامات داریوش بزرگ قراردادن مصر به عنوان یکی از ولایات ایران بود . این اقدام برابر با 4 ژوئیه سال 489 پیش از میلاد صورت گرفت . وی قلمرو امپراتوری ايران را به 30 ايالت تقسيم شود و هر ايالت را ساتراپي (واژه اي مادي است) ناميد و دستور داد كه با تاسيس پستخانه ارتباط مردم اين ايالتها با هم تامين شود و داد وستد با پول انجام شود (سكه هايي كه ضرب كرده بود) .

نویسنده امیر حسین خنجی
راوی امیر اردلان داودی

دانلود کتاب صوتی " داریوش بزرگ "

دانلود کتاب صوتی ” داریوش بزرگ “
5 (100%) 1 vote

بخشی از متن کتیبه آرامگاه داریوش هخامنشی در نقش رستم:

به خواست اهورا‌مزدا من این‌سان هستم که دوستِ راستی هستم، با نادرستی دوست نیستم، خواست من آن نیست که ناتوان به خاطر توانا به بیداد تن دهد، خواست من آن نیست که توانا به خاطر ناتوان به بیداد تن دهد.

راستی؛ این خواست من است. من دوست مرد دروغگو نیستم. من تندخو نیستم. آنچه در یک منازعه برای من رخ می‌دهد آن را با قوت در اندیشه‌ام پاس می‌دارم. با قوت خود را مهار می‌کنم.

مردی که یاری می‌کند، او را بسته به یاریش می‌پایم. آنکه آسیب می‌رساند، او را بسته به آسیبش تنبیه می‌کنم. نه مرا کام است که مردی آسیب رساند، نه مرا کام است که اگر کسی آسیبی رساند تنبیه نشود.

آنچه مردی درباره مردی می‌گوید،آن مرا قانع نمی‌کند تا آنکه گواهی دو تن را بشنوم.

قوه درک و اراده من بدین سان هستند: زمانی که ببینی یا بشنوی آنچه من در کاخ و در اردوگاه سپاهیان کردم، این همان تسلطی است که من دارم بر روحم و قوه درکم.

این تسلط که من دارم، همان چیزی است که جسمم می‌تواند بکند: در مقام جنگجو،جنگجوی خوبی هستم همینکه قوه درکم جای خود را بیابد.

در مقام سوارکار، سوار خوبی هستم. در مقام کماندار، کماندار خوبی هستم، چه پیاده چه سواره. در مقام نیزه‌دار، نیزه‌دارهِ خوبی هستم، چه پیاده چه سواره.

این ویژگی‌هایی است که اهورامزدا به من بخشید، و من توانستم آنها را به کار گیرم: به خواست اهورامزدا آنچه کردم، با این ویژگی‌هایی که اهورامزدا به من بخشیده است آن را کردم.

متن کتیبه آرامگاه داریوش هخامنشی

آرامگاه داريوش هخامنشی بزرگ در نقش‌رستم

متن کتیبه آرامگاه داریوش هخامنشی
به اين كتاب امتياز بدهيد.

در ميان كتيبه‌های داريوش بزرگ، كتيبه‌ای كه در كاخ آپادانا نصب شده بود از اهميت ويژه‌ای برخوردار است. زيرا در اين كتيبه به صورت اجمالي به نژاد مردم و اسب‌ها نيز اشاره می‌كند. همچنين همچون كتيبه بيستون و ديگر كتيبه‌های داريوش در تخت‌جمشيد و همدان و… ، در اين كتيبه نيز دو بار پياپی داريوش از اهورامزدا می‌خواهد تا كشور را از "دروغ" و "خشك‌سالی" حفظ نمايد. اين كتيبه يكی از مهمترين كتيبه‌های داريوش می‌باشد.

متن کتیبه داریوش بزرگ، در کاخ آپادانا در تخت‌جمشید:

«اهورامزدای بزرگ، بزرگ‌ترین بغان، او داریوش شاه را آفرید، او شهریاری را به او ارزانی داشت؛ بخواست اهورامزدا داریوش شاه است.

داریوش شاه گوید: این کشور پارس که اهورامزدا به من ارزانی داشت، زیبا، دارنده اسبان خوب، دارندهٔ مردان خوب، به خواست اهورامزدا و نیز من داریوش شاه، از دیگری نمی‌ترسد.

داریوش شاه گوید: اهورامزدا مرا یاری کند، با بغان خاندان شاهی و این کشور را اهورامزدا از دشمن، از خشک‌سالی، از دروغ بپاید!

به این کشور نه دشمن، نه خشک‌سالی، نه دروغ بیاید؛ این را من چون بخشایشی از اهورامزدا با بغان خاندان شاهی درخواست می‌کنم. باشد که این نیکی را اهورامزدا با بغان خاندان شاهی به من بدهد.

متن کتیبه داریوش در کاخ آپادانا (تخت‌جمشید)
3 (60%) 2 votes

در سال 1864 میلادی در تکاپوی حفر کانال سوئز، یکی از کارمندان فرانسوی شرکت حفرکننده، لوحی را یافت که بخشی از تاریخ ایران و مصر را رمز ‌گشایی کرد. بت كندوكاو بيشتر،‌سه لوح چند زبانه در این منطقه پیدا شد که همگی بیانگر ساخت کانالی در آنجا در زمان داریوش بزرگ هخامنشی است.

وارون بر کانال فعلی که راه آبی میان اروپا و آسیاست، کانال قدیم رود نیل را به دریای سرخ ارتباط می‌داده.

سه لوح یاد شده بر اساس مکانشان نام‌گذاری شده اند:

– لوح تل‌المسخوته،
– لوح کابرت،
– لوح سوئز

از میان این لوح‌ها، لوح تل‌المسخوته که از گرانیت و به ابعاد 3.15 متر در 2.10 متر ساخته شده، کمترین آسیب را دیده است. این لوح بر بالای تپه‌های تل‌المسخوته در فاصله 350 متری از کانال قرار داشته. لوح کابرت نیز در فرم آسیب ندیده دارای همین ابعاد بوده و در روی تپه‌ای در فاصله 3 کیلومتری جنوب کابرت و لوح سوئز در 6 کیلومتری شمال سوئز نصب بوده. متن این لوح‌ها در یک روی لوح به خط هیروگلیف و در روی دیگر به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نگاشته شده است.

البته متنی که به هیروگلیف نوشته شده، ترجمه متن سه زبانه نیست. متن هیروگلیف در خطوطی افقی و از راست به چپ نگاشته شده. در میان سه لوح، متن پارسی در لوح تل‌المسخوته سال‌متر از متن دیگر لوح‌هاست. این متن دارای چهار بخش است. در بخش 1 و 3، داریوش جایگاه فرمانروایی و دودمان خود را ذکر می کند. در بخش 2 از خداوند یاد میکند که زمین، آسمان و مردم را آفرید و شادی را برای مردم آفرید و به داریوش فرمانروایی بخشید که دارای مردمان نیک و اسب‌های نیک است. بخش 4 شرح دستوری است که برای ساخت کانال داده شده است و در آن می‌خوانیم:

«این کانال رودی را که نیل نام دارد و در مصر جاری است به دریایی که به سمت پارسه می‌رود، وصل می‌کند. اکنون این کانال ساخته شده و کشتی‌ها می توانند از مصر به پارسه بروند.»

بر اساس متن هیروگلیف، طول کانال کنده شده معادل 84 کیلومتر بوده و زمانی یک دسته کشتی نيز از مصر روانه ایران شده‌اند. در متن هیروگلیف همچنان نام بخشهای تحت زمامداری ایران ذکر شده است که بسیار شبیه لیست یاد شده در نقش رستم است و در قیاس با آنچه در بیستون آمده، نام سه بخش اضافه شده است: هند(Hindush)، لیبی (Put) و نوبیا (Kush).

داريوش بزرگ و حفر كانال‌سوئز بنابر كتيبه مصری

داريوش بزرگ و حفر كانال‌سوئز بنابر كتيبه مصری
به اين كتاب امتياز بدهيد.

داريوش بزرگ پادشاه هخامنشی يكی از برجسته‌ترين شخصيت‌های سياسی تاريخ ايران و از نوابغ جهان است. شيوه مديريت او بقدری منسجم بود كه بنابر آجرنبشته‌های اداری كشف شده از پارسه (تخت‌جمشيد)، تمام كارگرهایی كه در ساخت و ساز اين شاهكار معماری نقش داشتند، دارای حقوق ماهيانه و حق خوراك روزانه بودند. همچنين در برابر حوادث احتمالی، دولت به پرداخت هزينه‌هايشان موظف بود (به‌نوعی بيمه بودند) و زنان باردار نيز تا زمان به دنيا آمدن فرزند خود و اتمام دوران نقاهت حقوق دريافت می‌كردند. در عين حال بنابر كتيبه بيستون، شورشيان، اخلال‌گران نظم عمومی و متخطيان از قوانين، به سخت‌ترين شكل ممكن مجازات می‌شدند.

با وجودي كه كوروش هخامنشی بنيان‌گذار اين سلسله بود، اما شيوه كشورداری و مناسب درباری كوروش و فرزندش كمبوجيه بيشتر پيرو سلسله پيشين يعنی مادها بود. داريوش بزرگ‌  سلطنت ايران را از نو بنياد نهاد و با هوش و نبوغ سرشار خود، و گردآوردن حلقه مشاوران كارآمد، دست به اصلاحات بسيار پيشرفته اجتماعی، اقتصادی و مدنی زد. از آن‌جمله ايجاد سيستم فدرالی و تبديل كردن كشور به ايالات گوناگون، نظارت دقيق بر عملكرد فرمانداران هر ايالت، ايجاد راه‌های زياد برای پيوند شهرهای مختلف به يكديگر و ساخت نخستين راه شوسه در جهان، ايجاد سيستم پست و چاپار، ايجاد نظم و امنيت در راه‌ها و تحت‌تعقيب قرار دادن راهزنان، حفر كانال سوئز برای ارتباط راحت‌تر با مصر (كه در اين زمان كل اين كشور يكی از ايالت‌های ايران بود) و… .

داريوش بزرگ ، چنان پايه و اساس شاهنشاهی خود را استوار نمود كه در آن زمان و در آن محيط بهتر از آن عملی نبود‌. تشكيلاتي كه داريوش بنيان‌گذاری كرد، دولت بزرگ هخامنشی را كمابيش تا دويست سال بعد بيمه كرد.

تئودور نولدكه مورخ و حاورشناس شهير آلمانی داريوش را مهمترين شاهنشاه تمام تاريخ ايران می‌داند. به‌گونه‌ای كه در مقام مقايسه تنها انوشيروان‌ساسانی و شاه‌عباس‌صفوی را نزديك به اين شاه آرمانی دانسته و مابقی بزرگان سياسی ايران را در مقام مقايسه با او نمی‌داند.

اما به عقيده نگارنده، پروفسور نولدكه نه تنها در اين مورد اغراق نكرده، چه‌بسا كمی نيز كم‌لطفی داشته‌اند. چرا كه داريوش را نه تنها در تاريخ ايران، كه می‌توان او را بزرگترين پادشاه در ميان تمام سردم‌داران ملل شرقی و غربی در تمام دوره‌های تاريخی دانست كه حتي كسانی چون اسكندر مقدونی و ناپلئون بناپارت نيز بدان جايگاه نرسيدند.


بهمن انصاری

داريوش بزرگ ، شاهنشاه بزرگ ايرانی

داريوش بزرگ ، شاهنشاه بزرگ ايرانی
به اين كتاب امتياز بدهيد.

آخرین گفته‌های داریوش بزرگ و به نوعی وصيت او که بر سنگ مزارش نقش بسته است:

ﺑﻪﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻫﻮﺭﺍﻣﺰﺩﺍ ﻣﻦ ﭼﻨﯿﻨ هستم ﮐﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﺪﯼ ﺭﺍ ﺩﺷﻤﻦ.
ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﺮ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﺳﺘﻢ ﮐﻨﺪ ﯾﺎ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺯ ﺯﯾﺮﺩﺳﺘﯽ ﺯﻭﺭ ﺑﺸﻨﻮﺩ‌.
ﻫﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ، ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ‌.
ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺑَﺮﺩﻩٔ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﯿﺴﺘﻢ، ﺗﻨﺪﺧﻮ ﻧﯿﺴﺘﻢ‌.
ﺣﺘﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺸﻢ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ، ﺑﺎ ﺍﺭﺍﺩﻩﺍﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﻣﯽﻧﺸﺎﻧﻢ .

ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪٔ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎﯾﺪﻣﺎﺭﯼ ﮐﺦ، ﭼﻨﯿﻦ ﺑﯿﺎﻧﯿﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﯾﮏ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺳﺪﻩٔ ﺷﺸﻢ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﯿﻼﺩ ﺑﻪ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ‌.

ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ بزرگ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪٔ ﺳﺨﻨﺎﻧﺶ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﻓﺮﺍﺧﻮﺭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﻩﺍﺳﺖ، ﭘﺎﺩﺍﺵ ﯾﺎ ﮐﯿﻔﺮ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﻭ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺗﻮﺍﻧﺶ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﺪ ﺧﺸﻨﻮﺩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﺍﺯ ﻫﻮﺵ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽﻫﺎﯼ ﺟﺴﻤﯽﺍﺵ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻮﺍﻧﺎﯾﯽ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﺗﻦﺑﻪﺗﻦ، ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ، ﺳﻮﺍﺭﮐﺎﺭﯼ، ﮐﺸﯿﺪﻥ ﮐﻤﺎﻥ ﻭ ﻧﯿﺰﻩﺯﻧﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻭ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﯿﺰﻩﺯﻧﯽ ﻭ ﮐﻤﺎﻧﺪﺍﺭﯼﺍﺵ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺳﻮﺍﺭﻩ ﻭ ﭼﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺩﻭ ﺑﻨﺪ ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ، ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﺵ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥﻫﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﯾﺎﺑﻨﺪ ﻭﯼ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻫﻨﺮ ﻭ ﺑﺮﺗﺮﯼﺍﺵ ﭼﻪ ﺑﻮﺩﻩﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺘﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﺍﻧﮕﺎﺭﯾﺪ.

وصيت‌نامه داریوش بزرگ

وصيت‌نامه داریوش بزرگ
5 (100%) 1 vote

به دست گرفتن قدرت و جانشینی کوروش هخامنشی برای داریوش بزرگ آن قدرها هم که برخی از محققین عنوان کرده‌اند به آسانی انجام نگرفت. ماجرای بردیا و قیام گئوماته و سرکوب آن و چگونگی به قدرت رسیدن داریوش از جمله مسائل سیاسی دوران هخامنشی است که می توان گفت هنوز در پرده‌ای از ابهام باقی مانده است.

گئوماته در طول حکومتش توانسته بود اعتماد مادها و خصوصا طایفه مغ‌ها را به دست آورد. بخشش مالیات سه ساله و منع قانون سربازی برای بسیاری از مردم، می توانست عاملی مهم در قبول حکومت او باشد، به ویژه که عامه مردم از اصل ماجرا یعنی کشته شدن بردیا (اگر واقعا کشته شده بود) اطلاعی نداشتند. شاید برای همین است که داریوش در کتیبه بیستون مي‌كوشد تمام رويدادهایی را که منجر به سلطنتش می‌شود با ذکر نام اشخاص و مکان‌ها و ذکر تاریخ در معرض دید همگان قرار دهد.

پس از کشته شدن گئوماته، مساله جانشینی و به دستگیری قدرت مطرح می‌شود.
داریوش در بیستون ضمن قدردانی از بزرگانی که او را در پایان دادن به غائله گئوماته همراهی کردند، بسیار روشن و آشکار به انتخابش از سوی اهورامزدا تاکید کرده و می نویسد:

«به خواست اهورامزدا من شاه هستم. اهورامزدا شاهی را به من عطا فرمود.»

با این حال باید توجه کرد که در زمانی که داریوش به قدرت می‌رسد، پدر و پدربزرگش هر دو زنده هستند و در این میان لااقل پدرش می‌توانست برای پادشاهی موجه‌تر باشد، اما اینکه چرا ویشتاسپ خود را کنار کشیده و به حکومت در پارت قناعت کرده و سلطنت پسرش را می‌پذیرد، پرسشی است که نمی‌توان با اطمینال کامل پاسخ داد و از سویی پرداختن به تمامی مسائل پیرامون به قدرت رسیدن داریوش خود نیازمند کتابی مفصل است.

جلوس داریوش به تخت سلطنت درواقع آغاز یک سلسله مشکلات و دشواری‌های در سراسر قلمروی پادشاهی بود. غیبت طولانی کمبوجیه از مرکز حکومت و حکومت خودسرانه گئوماته و پس از آن خبر کشته شدن ناگهانی او و انتخاب داریوش به پادشاهی، فرصت مطلوبی را در اختیار گروهی از مدعیان حکومت و سلطنت -که ظاهرا هدف شان تمکین نکردن از پارس‌ها بوده- قرار داد. در نتیجه بروز این اغتشاشات، براساس کتیبه بیستون، داریوش یک سال از آغاز سلطنت خود را صرف سرکوب شورش ها و بازگرداندن آرامش به قلمروی خود کرد. در این مدت 19 جنگ کرد و 9 پادشاه محلی را مغلوب کرد.
اغتشاشات موجود در مرکز حکومت به مرزهای شرقی امپراتوری نیز کشیده شد و داریوش برای سرکوب آنها مجبور شد تا قوای کمکی برای پدرش ویشتاسپ که حکمران پارت بود، بفرستد. در برخی از مناطق مانند بابل چندین شورش اتفاق افتاد. مناطقی مانند ارمنستان، ماد، کردستان، رُخَج و مرو تقریبا همزمان گرفتار شورش و آشوب شده بود و دفع همه آنها در یک مقطع زمانی کاری بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود. اما به هر ترتیب تا نیمه تابستان سال 521 پيش از ميلاد، شورش‌ها پایان یافت و شورشیان به سختی مجازات شدند.

متن كامل كتيبه بيستون: كليك كنيد

داريوش بزرگ و سركوبی شورش‌ها

داريوش بزرگ و سركوبی شورش‌ها
به اين كتاب امتياز بدهيد.

در سال 1864 میلادی در تکاپوی حفر کانال سوئز، یکی از کارمندان فرانسوی شرکت حفرکننده لوحی را یافت که بخشی از تاریخ ایران و مصر را رمز گشایی کرد. سه لوح چند زبانه  که همگی بیانگر ساخت کانالی در آنجا در زمان "داریوش بزرگ" است.

حفر کانال سوئز در قرن هفتم قبل از میلاد توسط دومین فرعون مصر از سلسله بیست و ششم به نام "نکو" آغاز شد؛ ولی به دلیل بروز مشکلات این کار به اتمام نرسید تا آنکه یک قرن بعد مجدداً به دستور داریوش تجدید ساخت شده و مورد بهره‌برداری قرار گرفت. هردودت می‌نویسد که طول این کانال به اندازه چهار روز دریاپیمایی بوده و عرض آن به اندازه‌ای بوده که دو کشتی بزرگ با سه ردیف پارو زن می‌توانستند از کنار هم رد شوند. داریوش بزرگ به دلیل اهمیت راه دریایی میان مصر و ایران دستور ساخت اين آب‌راه میان دریای سرخ و دریای مدیترانه را از راه نیل در اواخر سدهٔ ششم پیش از میلاد داد تا کشتی‌های ایرانی بتوانند به راحتی از آن عبور کنند. سرپرستی ساخت این آبراه را "ارتاخه" از مهندسان ایرانی عصر هخامنشی بر عهده داشت.

بر خلاف کانال فعلی که راه آبی میان اروپا و آسیاست، کانال قدیم رود نیل را به دریای سرخ ارتباط می داد. سه لوح یاد شده بر اساس مکانشان نامگذاری شده اند:
لوح تل‌المسخوته،
لوح کابرت،
لوح سوئز.

از میان این لوح‌ها، لوح تل‌المسخوته که از گرانیت و به ابعاد 3.15 متر در 2.10 متر ساخته شده، کمترین آسیب را دیده است. این لوح بر بالای تپه های تل‌المسخوته در فاصله 350 متری از کانال قرار داشته. لوح کابرت نیز در فرم آسیب ندیده دارای همین ابعاد بوده و در روی تپه‌ای در فاصله 3 کیلومتری جنوب کابرت و لوح سوئز در 6 کیلومتری شمال سوئز نصب بوده است.

متن این لوح ها در یک روی لوح به خط هیروگلیف و در روی دیگر به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی نگاشته شده است. البته متنی که به هیروگلیف نوشته شده، ترجمه متن سه زبانه نیست. متن هیروگلیف در خطوطی افقی و از راست به چپ نگاشته شده. در میان سه لوح،متن پارسی در لوح تل‌المسخوته سالم‌تر از متن دیگر لوح‌هاست. این متن دارای چهار بخش است. در بخش 1 و 3، داریوش جایگاه فرمانروایی و دودمان خود را ذکر می‌ کند. در بخش 2 (به مانند ديگر كتيبه‌هایی كه از خود به‌جا گذاشته) از خداوند یاد میکند که زمین، آسمان و مردم را آفرید و شادی را برای مردم آفرید و به داریوش فرمانروایی بخشید که دارای مردمان نیک و اسبان نیک است. بخش 4 شرح دستوری است که برای ساخت کانال داده شده و در آن میخوانیم «این کانال رودی را که نیل نام دارد و در مصر جاری است به دریایی که به سمت پارسه می رود، وصل می کند. اکنون این کانال ساخته شده و کشتی‌ها می توانند از مصر به پارسه بروند.»

بر اساس متن هیروگلیف، طول کانال کنده شده معادل 84 کیلومتر بوده و زمانی یک دسته کشتی (24 یا 32) از مصر روانه ایران شده‌اند. در متن هیروگلیف همچنين نام بخشهای تحت زمامداری ایران ذکر شده است که بسیار شبیه لیست یاد شده در نقش رستم است و در قیاس با آنچه در بیستون آمده است، نام سه بخش اضافه شده است: هند(Hindush)، لیبی (Put) و نوبیا (Kush).

متن كامل ترجمه لوح داريوش كه به زبان پارسي باستان و به خط ميخی حك شده از اين قرار است:

داریوش
شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمین‌ها، شاه در این زمین بزرگ، پسر ویشتاسپ [ویـسْـتـاسْـپَـه]، هخامنشی [هَـخـامَـنـیـشـیَـه].
خدای بزرگ است اهورامزدا [اهـورامَـزداه]، که بیافرید آن آسمان را. که بیافرید این زمین را، که بیافرید آدمی را، که بیافرید از برای آدمی شادی را، که داریوش را شاهی فرا داد، که داریوش را شهریاری‌ای فرا داد بزرگ، با اسبان خوب، با مردمان خوب.
من داریوش، شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمین‌هایی با گوناگون مردمان، شاه در این زمین بزرگ، پهناور و دورکرانه، پسر ویشتاسپ، هخامنشی.
گوید داریوش شاه، من پارسی‌ام، از پارس [پـارسَـه] مصر [مودرایَه] را گرفتم، من فرمان دادم به کندن این آبراه [یَــوْیـا]، از رودی به نام نیل [پـیـراوَه] که در مصر روان است، به سوی دریایی که از پارس می‌رود، پس آنگاه این آبراه کنده شد، چنانکه فرمان من بود، و کشتی‌ها [نـاوْیـا] در این آبراه از مصر به سوی پارس رفتند، چنانکه خواست من بود.

تصوير داريوش بزرگ در بيستون (كرمانشاه)

تصوير داريوش بزرگ در بيستون (كرمانشاه)

داريوش بزرگ و كانال سوئز
به اين كتاب امتياز بدهيد.

کوروش هخامنشی پس از منقرض كردن مادها، كشور را تحويل فرزندش كمبوجيه داد. كمبوجيه نيز پس از فتح مصر و الحاق آن به ايران، در مسير برگشت به پارس از دنيا رفت. اين ميراث به داريوش‌بزرگ رسيد.

داریوش تمدن پيشرفته و نوینی را ايجاد كرد كه در خاورمیانه و جهان بی‌نظير بود. با شکل‌گیری تمدن ایرانی، سلطنت از آسمان به زمين کشیده شد؛ نمایندگان خدايان جنگ‌افروز از عرش خدائی به زیر کشیده شدند.

معبد و روحانيون انواع اديان الهي و غيرالهی که در انواع تمدن‌های پيشين از سومر و عيلام تا مصر و يونان و از ماد و پارس تا هند و سند برای هزاران سال شیره کار و تلاش انسان‌ها را می‌مکید و انسان را برده متولیان خویش می‌دانست، حيثيت و جايگاه پيشين خود را از دست داد و سلطنت با هدف رشد معرفت انسانی و پرورش اذهان صلح‌دوست و مداراگر در خدمت انسان‌سازی و جهان‌سازی قرار گرفت.

خدایان خشم‌آور و جهان‌سوز و جبار و قهار و مکار و متکبرِ حامیِ پیشینه‌ی سلطنت‌های خاورمیانه‌ای که به جز بندگان خودشان با تمام مردم جهان در کینه و دشمنی و خواهان نابودی آنان بودند جای‌شان را به شاهنشاهی دادند كه خدايش (اهورامزدا) تنها سلطه بر روح و معنويات داشت و باسپان راستی و دشمن دروغ و آفریننده‌ی خِرَد انسانی و شادی و برقرار کننده و دوست‌دارنده امنیت و آرامش و صلح بود.

این شعاری بود که داریوش بزرگ همواره تکرار می‌کرد و بر بلندای صخره‌ها و در کنار نگاره‌ها نقش می‌کرد تا درس خردورزی و شادزیستی به انسان‌ها بدهد‌.

با شکل‌گیری تمدن ایرانی، شاه دیگر همچون شاهان دیرینه میان‌رودان و مصر مدعی نبوت و عصمت و تقدس فرا بشری نبود. او تقدس خویش را از راه خدمت‌گزاری به بشریت به دست می‌آورد نه از آسمان.

منبع:
خنجی، اميرحسين، بازخوانی تاريخ ايران، نشر الكترونيک

تمدن پيشرفته هخامنشیان

پارسه (تخت‌جمشيد) ؛ مردمان ايرانی كه با صلح و دست در دست هم ايستاده‌اند

تمدن پيشرفته هخامنشیان

توریست‌های استرالیایی در کنار آرامگاه کوروش هخامنشی، سال ۱۳۴۸خورشيدی

تمدن پيشرفته هخامنشیان
5 (100%) 1 vote

وب سایت اینترنتی «خاستگاه های کهن» (ancient origins) چکیده ای از کتاب «بودای بابلی: تاریخ گم شده و بصیرت کیهانی سیذارتا گوتاما» به قلم «هاروی کرفت» را منتشر کرده که در آن رد پای سیذارتا – بودای بزرگ – را در ایران باستان می یابد.

به گزارش ایرنا و براساس گزارش این پایگاه که صدای آمریکا آن را منتشر کرده، نوشته های روی مهرهای پادشاهان هخامنشی سرنخ هایی به دست باستان شناسان داده که بر اساس آن ادعا می کنند «سیذارتا گوتاما» – بنیانگذار آیین بودا – در پارس باستان (غرب ایران کنونی) به دنیا آمده و عضو خاندان سلطنتی هخامنشی بوده است.

در ادامه گزارش آمده است: این کشف هیجان انگیز در پی تجزیه و تحلیل نوشته های روی مهرهای خانوادگی و لوحه ها و کتیبه های یافته شده در پرسپولیس، کاخ سلطنتی داریوش بزرگ هخامنشی و یافتن ارتباط میان مهرها با نام سیذارتا گوتاما و پدرش «سودودانا گوتاما» به دست آمده؛ کشفی که دکتر «راناجیت پال» در مقاله ای در ارتباط با ظهور ادیان بودایی و زرتشتی در ایران باستان با شرح و تفصیل و با ذکر جزئیات به آن پرداخته است.

روی تاج خاندان سلطنتی تصویری از پادشاه تاج بر سر در میان دو فرشته نگهبان قلم زنی شده و مهرهای کاخ تخت جمشید هم حاوی اسامی اعضای خاندان سلطنتی و دیگر شخصیت های مهم در قلمرو ایران باستان است.

گوتاما نام یکی از اعضای خاندان سلطنتی سکا (در شمال منطقه ای که پادشاهان پارس بر آن فرمان می راندند) بود.

باستان شناسان در بررسی شماری از مهر های به دست آمده از تخت جمشید، دریافتند که سرامانا (شامان مرکب از شیر و خورشید) اشاره به سدا آرتا (سیذارتا) دارد – سیذا به معنی (رهایی بخش) و ارتا به معنی حقیقت کیهانی.

دو فرشته نگهبان با سر و بال مرغی افسانه ای و بدن شیر، نمایشگر سرامانا شامان ها بود، بنابراین به باور باستان شناسان مهر خاندان سلطنتی مربوط به گوتاما، او را از اعضای خاندان سلطنتی ایران معرفی می کند.

در یک شمایل بودایی، بودا بر تخت شیرنشان تصویر شده است، در این شمایل بودا زیر درخت مقدس روشنگری کیهانی، معرفت خود را در اختیار شاگردان قرار می دهد.

باستان شناسان با مقایسه این شمای با تصاویر روی مهرها و کتیبه های تخت جمشید و بررسی مهرهایی که در کاوش های باستان شناسی تخت جمشید به دست آمده، این پرسش را مطرح کردند که تاج خاندان گوتاما در پارسه (سرزمین پارس) چه می کرده؟ و آیا پیوند و رابطه ای میان سیذارتا گوتاما با امپراتوری ایران وجود داشته است؟

کتیبه‌های داریوش بزرگ حاکی است که «اهورامزدا» خدای زرتشتیان، داریوش را فراخوانده تا (در سال 522 پیش از میلاد) تخت سلطنت را از گوماتا، مغ بزرگی که پس از مرگ کمبوجیه تاج و تخت را غصب کرده بود، بازپس بگیرد.

کندوکاو در کتیبه‌ها، پژوهشگران را به این باور رساند که سیذارتا گوتاما معروف به بودا همان گئومات یا «بردیا» بود که قدرت را در ایران به دست گرفت اما اندکی بعد به دست داریوش، شاهزاده هخامنشی سرنگون شد.

پایگاه خاستگاه های کهن افزوده است: پیروان بودا به هند رفته و در آنجا آموزه های گئومات را رواج دادند. بنا به این پژوهش، در تمامی متون بابلی نام اصلی بودا «گئومات» ثبت شده است.

مقایسه تصاویر نشسته بودا بر اریکه معنوی و تصاویر شاهان هخامنشی نشسته بر تخت پادشاهی نیز دلایل دیگر این همگونی و ایرانی بودن بنیانگذار آیین بودا ذکر شده است.

بر اساس این پژوهش ها، متون سانسکریتی که زادگاه بودا را هند ذکر کرده ، صدها سال بعد از سرنگونی گئومات یا بردیا در هند بازنویسی شده است.

اما یک واقعیت مسلم دیگر وجود دارد و آن این که تاریخ نگاران از گئومات بسیار اندک می دانند، اینکه آیا بودا همان گئومات – مغ بزرگ زرتشتیان – است یا نه، پرسشی است که هنوز در برابر باستان‌شناسان و مورخان قرار دارد.
 

منبع: پرتال خبری انتخاب

آيا “بودا” شاهزاده هخامنشی است؟
به اين كتاب امتياز بدهيد.
مقدمه :

افلاطون مي‌نويسد: بزرگ ‌زادگان ايراني در هفت‌ سالگي اسب ‌سواري مي‌آموزند؛ چهار آموزگارِ فرزانه براي آموزشِ آنها گماشته مي‌شوند. خردمندترينِ آموزگار شيوه ‌هاي خداپرستي و امور حکومتگري را از روي اوستا (به ‌تعبير افلاطون : ماگياي زرتشت) به‌آنها آموزش مي‌دهد؛ درستکارترين آموزگار به ‌آنها مي‌آموزد که در همه زندگي راست ‌گو و راست ‌کردار باشند؛ خوددارترين آموزگار شيوه‌هاي حکومت بر خويشتن را به ‌آنها مي‌ آموزد؛ و دليترين آموزگار به ‌آنها مي‌آموزد که دلير و بي‌ باک باشن.

هرودوت مي‌نويسد: ايرانيان معبد نمي‌سازند، براي خدا پيکره و مجسمه نمي‌سازند. آنها خداي آسمان را عبادت مي‌کنند و ميترا و اَناهيتا‌ و همچنين زمين و آب و آتش را مي‌ستايند. آنها حيوانات را در جاهاي پاک قرباني مي‌کنند و گوشت قرباني را در ميان مردم تقسيم مي‌کنند و عقيده ندارند که بايد چيزي از آن را به‌خدا داد، زيرا مي‌گويند که آنچه به‌خدا مي‌رسد و خشنودش مي‌سازد روح قرباني است نه گوشت او. وقتي مي‌خواهند قرباني بدهند حيوان را به‌جائي که فضاي باز است مي‌برند، آنگا به‌درگاه خدا دعا مي‌کنند. در دعاکردن نيز رسم نيست که حسنات را براي شخصِ خود بطلبند، بلکه براي پادشاه و همه مردم کشور دعا مي‌کنند و خودشان را نيز يکي از اينها مي‌شمارند. ايرانيان دروغ را بزرگ‌ترين گناه مي‌دانند و  به‌همسايگان احترام بسيار مي‌گزارند.  ايرانيان هيچ‌گاه در حضور ديگران آب دهان نمي‌اندارند و اين کار را بي‌ادبي به‌ديگران تلقي مي‌کنند؛ آنها هيچ‌گاه در حضور ديگران پيشاب نمي‌کنند و اين عمل نزد آنها از منهيات مؤکد است. آنها هيچ‌گاه در آبِ رودخانه پيشاب نمي‌کنند و جسم ناپاک در آب جاري نمي‌اندازند؛ و اينها را از آن‌رو که سبب آلوده شدن آب جاري مي‌شود گناه مي‌شمارند .

زرتشت مي‌گويد: پروردگارا! آنگاه که تو مردم را به ‌نيروي مينَويِ خويش آفريدي و قدرت درک و شعور به ‌آنها دادي؛ آنگاه که تو جسم را با جان درآميختي؛ آنگاه که تو کردار و آموزش را پديد آوردي، چنين مقرر کردي که هرکسي برطبق اراده آزاد خودش تصميم بگيرد و عمل کند. چنين است که دروغ‌ آموز و راست ‌آموز، يعني هم آنکه نمي‌داند و هم آنکه مي‌داند، هرکدام برطبق خواستِ دروني و ذهنيتِ خويش به ‌بانگ بلند تعليم مي‌دهد و مردم را به‌سوي خويش فرامي‌خوانَد. انسان نيک‌انديشي که در انتخاب راهش مُرَدَّد است آرمَئيتي معنويتِ راهگشاي خويش را به‌او مي‌بخشد تا راه درست را برگزيند.

کاهن بزرگ بابل درباره کوروش بزرگ چنين نوشته است :
در ماه نيسان در يازدهمين روز ( روز 12 فروردين ) که خداي بزرگ بر تختش جلوس داشت… کوروش به‌ خاطر باشندگانِ بابل امانِ همگاني اعلان کرد… او دستور داد ديوارِ شهر ساخته شود. خودش براي اين‌کار پيش‌قدم شد و بيل و کلنگ و سطل آب برداشت و شروع به ساختنِ ديوار شهر کرد… پيکره‌هاي خدايانِ بابل، هم زن‌ خدا هم مرد خدا، همه را به ‌جاهاي خودشان برگرداند. اينها خداياني بودند که سالها بود از نشيمن ‌گاهشان دور کرده شده بودند. او با اين کارش آرامش و سکون را به‌خدايان برگرداند. مردمي که ضعيف شده بودند به ‌دستور او دوباره جان گرفتند، زيرا پيشترها نانشان را از آنها گرفته بودند و او نانهايشان را به‌ ايشان بازگرداند… همه مردم از اينکه او (يعني کوروش) شاه است خشنودند.

کاهن بزرگ مصر درباره داريوش بزرگ چنين نوشته است :
شاهنشاه داريوش، شاه همه کشورهاي بيگانه، شاه مصر عُليا و سُفلي وقتي در شوش بود به ‌من فرمان داد که به ‌مصر برگردم و تأسيسات حيات ‌بخش پزشکي مصر را نوسازي کنم. … آن‌گونه که شاهنشاه فرمان داده بود مأموران شاهنشاه مرا از اين‌زمين به ‌آن زمين بردند تا به مصر رساندند. هرچه شاهنشاه دستور داده بود را انجام دادم. کارمندان را به‌خدمت گرفتم همه از خاندانهاي سرشناس نه از مردم عادي. آنها را زير دستِ کاردانان و استادان گماشتم تا پيشه پزشکي فراگيرند. فرمان شاهنشاه چنين بود که بايد همه چيزهاي شايسته و بايسته به ‌آنها تحويل داده شود تا پيشه خود را به‌ خوبي انجام دهند. من هرچه لازم بود و هر ابزاري که پيشترها در کتابها مقرر شده بود را در اختيار آنها گذاشتم. شاهنشاه چنين دستور داده بود، زيرا به‌فضيلت اين علم واقف بود. او مي‌خواست که بيماران شفا يابند. او اراده کرده بود که ذکر خدايان را جاويد سازد، معابد را آباد بدارد، جشنها و اعياد ديني با شکوه بسيار برگزار شود.

• نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبرشاه و انسانهای مدعیِ‌ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبرشاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا به‌خاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیده‌های سومند بود که جلوه‌های عینیِ رحمت آفریدگار شمرده می‌شدند. به‌عبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعه‌ئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیده‌هائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَە‌مَنیو (منش مقدس) و وهومنَە (نیک‌اندیشی و نیک‌رفتاری) و اَرتَە (عدالت) از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار می‌گرفتند، به‌علاوه میترا (نور حیات‌بخش) و اناهیتا (برکتِ حیات‌بخش) و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش می‌شدند. به‌عبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل می‌داد سرود تلقین به‌خود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمت‌رسان به بشریت بود. این نیایشها به‌انسان می‌آموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خودیشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست که به‌بلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در این‌باره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد.

***

نوشته‌هاي بالا پاره اي گزيده از متن كتاب نایاب و نفيسی است که در زير در دسترس همگان قرار داده شده است. با سپاس فراوان از نگارنده اين كتاب ارزنده استاد اميرحسين خنجي .
حق استفاده و تكثير اين مجموعه فقط با ذكر منبع و  بدون دستكاري در فايلهاي PDF و RAR، مقدور ميباشد.در غير اين صورت بدون رضايت نگارنده و مجري اين تارنما بوده، دزدي ادبي محسوب شده و حق‌الناس مي‌باشد.

قيمت اين مجموعه: 21هزار تومان



ادامه‌ی خواندن

تاريخ كامل ايران، از پيدايش سرزمين ايران تا يورش عرب و فروپاشی ساسانيان
به اين كتاب امتياز بدهيد.
دانلود همه كتاب‌های تاريخ‌بوك با يك كليك