دانلود کتاب‌های نایاب ، تاریخی ، کهنه ، خطی ، نفیس و قديمی و دانلود رمان و نمايشنامه در کتابخانه مجازی "پرتال جامع كتاب تاريخ" HistoryBook.ir

آتشكده آنلاين مجازی زرتشتی

قفسه‌های‌کتابخانه

دانلود كتاب‌های تاريخ ايران باستان
دانلود كتاب‌های تاريخ ايران بعد از اسلام
دانلود كتاب‌های تاريخ جهان
دانلود كتاب‌های تاريخ اساطيری و افسانه‌های ملل

دانلود كتاب‌های بخش‌های پراكنده تاريخ
دانلود اسناد و كتيبه‌ها
دانلود كتاب‌های جغرافيای تاريخی
جستارها، مقالات و نوشتارهاي بهمن انصاري.

دانلود كتاب‌های جامعه‌شناسی و سياست
دانلود كتاب‌های رشته  زبان‌شناسی
دانلود كتاب‌های رشته  ادبيات فارسی
دانلود رمان و شاهكارهای ادبيات كلاسيك

دانلود كتاب های مقدس اديان و مذاهب
دانلود كتاب های مقدس اسلامی
دانلود كتاب های مقدس زرتشتی
دانلود كتاب های فلسفه و كلام

دانلود كتابهای صوتی
دانلود کتاب‌های متفرقه
آرشیو روزنامه‌های تاریخی برای دانلود
مجله تاريخ

دانلود کتاب‌های نایاب ، تاریخی ، قديمی - کتابخانه مجازی تاریخ‌بوک

تاريخ ايران باستان: تاريخ ايران بعد از اسلام:
دانلود کتاب تاريخ هرودوت دانلود کتاب تاريخ طبری
دانلود کتاب تاريخ ايران، از باستان تا امروز دانلود کتاب تاریخ زرتشتیان پس از ساسانیان
دانلود کتاب از کوروش تا پهلوی دانلود کتاب تاريخ مشروطه ( احمد كسروی )
دانلود کتاب تاریخ ابن‌خلدون دانلود کتاب جامع‌التواريخ
دانلود کتاب تاریخ ایران باستان (دیاکونوف) دانلود کتاب التنبيه و الاشراف ( مسعودی )
دانلود کتاب تاریخ کامل ایران از مادها تا عصر حاضر دانلود کتاب تاريخ ابن‌ اثير
دانلود کتاب تمدن ایران باستان دانلود کتاب تاریخ ایران، از صدر اسلام تا سلجوقیان
دانلود کتاب پرتوی از فلسفه ایران باستان دانلود کتاب تاريخ ايران مدرن ( آبراهاميان )
دانلود کتاب تاریخ ایران ( سر پرسی سايكس ) دانلود کتاب چرا ايران عقب‌ ماند و غرب پيش‌ رفت
دانلود کتاب تاريخ كامل ايران ( سرجان ملكم ) دانلود کتاب پيدايش دولت صفوی
دانلود کتاب تاريخ ايران باستان ( پيرنيا ) دانلود کتاب زندگی و زمانه شاه
دانلود کتاب نگاهی به تاریخ جهان (جواهر‌لعل نهرو) دانلود کتاب تاريخ امپراتوری عثمانی و تركيه جديد
دانلود کتاب حيات مردان نامی ( پلوتارک ) دانلود کتاب طبقات سلاطين اسلام
دانلود کتاب تاريخ تمدن ( ويل دورانت ) دانلود کتاب آخرين سفر شاه
دانلود کتاب ايران باستان ( موله ) دانلود کتاب مشاغل‌ ايران‌ در‌ دوره‌ قاجار
دانلود کتاب از مادها تا ساسانيان ( پيرنيا ) دانلود کتاب تصاوير نایاب از دوران قاجار و پهلوی
دانلود کتاب اخبار الطوال ( دينوَری ) دانلود کتاب تاریخ معاصر ایران (سعید نفیسی)
دانلود کتاب تاريخ كامل ايران ( خنجی ) دانلود کتاب ایران در یک قرن پیش
دانلود کتاب تاريخ ماد ( دياكونوف ) دانلود کتاب منم تيمور جهانگشا
دانلود کتاب تاریخ اشکانیان (دیاكونوف) دانلود کتاب تاریخ معاصر ایران (پیتر آورْری)
دانلود کتاب ايران‌ در‌زمان‌ ساسانيان ( كريستن‌سن ) دانلود کتاب رضاشاه‌پهلوی از آلاشت تا ژوهانسبورگ
دانلود کتاب ايران‌ از‌آغاز‌ تا‌ اسلام ( رومن‌ گيرشمن )  
دانلود کتاب تاريخ‌ تمدن‌ ساسانی ( نفيسی ) رمان:
دانلود کتاب قرمان‌های‌ شاهنشاهان‌ هخامنشی دانلود کتاب هزار پیشه (بوکوفسکی)
دانلود کتاب ايران پيش‌ از آريايی‌ها تا هخامنشيان دانلود کتاب مسخ ( كافكا )
دانلود کتاب سكه‌ها و پيكره‌های‌ شاهنشاهان‌ايران دانلود کتاب كمدی الهی ( دانته )
دانلود کتاب باستان‌شناسی ایران باستان دانلود کتاب چنين گفت زرتشت ( نيچه )
دانلود کتاب نوادگان‌ يزدگرد در‌ چين ( تورج‌ دريایی ) دانلود کتاب جنايت و مكافات ( داستايوفسكی )
دانلود کتاب تاریخ جنگ‌های ایران، از مادها تا امروز دانلود کتاب هزار و يك شب
دانلود کتاب آثار الباقيه ( ابوريحان بيرونی) دانلود کتاب طاعون ( آلبر كامو )
دانلود کتاب پذیرش اسلام در ایران دانلود کتاب سقوط ( آلبر كامو )
دانلود کتاب طبقات ناصری دانلود کتاب بوف كور ( نسخه دستنويس صادق‌هدايت )
دانلود کتاب تاریخ اجتماعی ایران از آغاز تا مشروطه دانلود کتاب مهمان مردگان ( كافكا )
  دانلود کتاب زن‌های وحشی آمازون
كتاب‌های مقدس: دانلود کتاب داستان‌های كوتاه كافكا ( كافكا )
دانلود کتاب انجيل دانلود کتاب قلعه حيوانات ( جورج اورول )
دانلود کتاب اوستا ( كتاب‌ مقدس زرتشتيان )  
دانلود کتاب رامايانا ( كتاب‌ مقدس هندوها ) اساطیر:
دانلود کتاب كتاب‌ تبتی‌ مردگان ( كتاب‌ مقدس بودايی‌ها ) دانلود کتاب افسانه‌های‌ سرخ‌پوستان
دانلود کتاب بهاگاواد گيتا ( كتاب‌ مقدس هندوها ) دانلود کتاب آفرينش‌ خدايان، راز داستان‌های اوستایی
دانلود کتاب زبور دانلود کتاب الواح سومری
دانلود کتاب تورات دانلود کتاب سلسلة‌‌التواريخ‌ ( شگفتی‌های‌‌ جهان باستان )
دانلود کتاب آشنایی با ادیان دانلود کتاب حماسه گيلگمش (بازمانده از سومر باستان )
دانلود کتاب تاريخ‌ اديان و مذاهب ايران  
دانلود کتاب تاريخ اديان جهان شعر:
  دانلود کتاب زراتشت نامه ( نسخه‌ خطی )
فلسفه: دانلود کتاب برهان قاطع
دانلود کتاب متافیزیک (مابعدالطبیعه) (ارسطو) دانلود کتاب پيشگويی‌های شاه‌ نعمت‌الله‌ولی
  دانلود کتاب دیوان شرقی (گوته)
روزنامه‌های تاریخی:  
دانلود روزنامه وقایع اتفاقیه (امیرکبیر)  
دانلود نشریات پیمان و پرچم (احمد کسروی)  
دانلود روزنامه باختر امروز (دکتر فاطمی)  
دانلود روزنامه قرن بیستم (میرزاده عشقی)  
دانلود روزنامه طوفان (فرخی یزدی)  
دانلود روزنامه ایران باستان (سیف آزاد)  
دانلود روزنامه خاک و خون  
دانلود روزنامه مردم ایران  

دانلود کتاب‌های نایاب ، تاریخی ، قديمی - کتابخانه مجازی تاریخ‌بوک

مجله تاریخی

زیگموند فروید در یکی از مقالات بسیار مهم خود به نام Uncanny ، تشریح روانکاوانه‌ایی دارد از عکس‌العمل‌های غریزی افراد وقتی با دیوانه‌ها روبرو می‌شوند یا اینکه چرا بشر همواره علاقه عجیبی به دیدن جسد مُرده دارد یا کنجکاو دیدن افراد در لحظه مرگ یا اعدام هستند.

از نظر فروید ما کنجکاو دیدن جسد یا معلولین و دیوانه‌ها می‌شویم چون حسی به ما می‌دهد که هم آشنا است و هم ترسناک. آشنا است چون بازسازی یا یاداوری یک حس غریزی است از دورانی که هنوز اخلاق، تربیت و قوانین ایجاد نشده بود و حس و رفتار حیوانی هنوز در وجود ما سرکوب نشده بود.

دید زدن جسد یا لحظه جان کندن یک اعدامی ترسناک است چون می‌دانیم این مرحله از شخصیت انسان که در حال دید زدن به تابو است، در خطر تنبیه است. چون مثل زل زدن به معلولین و دیوانه‌ها مصادف است با احساس گناه و شرم‌.

مثال ساده‌تر که زیاد هم تابو نیست زل زدن به رفتار میمون‌های درون قفس است که همیشه یکی از پربازدید‌ترین بخش‌های باغ‌وحش را شامل می‌شود. دیدن این حیوانات که رفتار کمابیش مشابه با ما دارند ولی انسان نیستند همزمان، احساس غریبگی و آشنایی را در ذهن ما می‌آفریند. این همان حالت Uncanny است است که فروید بر آن تاکید دارد.

فروید می‌گوید این جذبه عجیب، برای دید زدن یا زل زدن یا یواشکی دیدن دست خودمان نیست. زل زدن به افراد غیرعادی، معلولین یا لحظه مرگ، یک احساس دوگانه است. چیزی شبیه آشنایی و غریبگی توامان. احساسی که ناخواسته کنجکاوی‌برانگیز، لذتبخش ولی گناهکارانه است.

دیدگاه فروید در مورد کنجکاوی انسان در مواجهه با مرگ افراد

مشاهده صحنه اعدام توسط مردم

دیدگاه فروید در مورد کنجکاوی انسان در مواجهه با مرگ افراد
به اين كتاب امتياز بدهيد.

در حدود ۶۰ هزار سال پیش، چند هزار نفر از انسان‌های مدرن، آفریقا را ترک کرده و به مناطق دیگری مهاجرت کردند. از آنجا که مهاجرت انسان‌های مدرن به سرزمین‌های جدید، در طول نسل‌ها و به کُندی صورت می‌گرفت، آنان با نئاندرتال‌ها، دنیسوان‌ها و انسان‌های هابیت مانند، مواجه گشتند.

همه این گونه ها ریشه در گروه های هومینین (‌نژادهای انسان در گذشته) داشتند که در طول موج نخست مهاجرت از آفریقا خارج شدند.

تحلیل DNA نشان می‌دهد که انسان‌های مدرن با این انسان‌های بیگانه رابطه جنسی برقرار کردند، اما سایر جزئیات برخورد آن‌ها با یکدیگر نامعلوم باقی مانده است. بقای انسان، تنها چیزی است که بطور قطع به وقوع پیوست.

موفقیت و بقای انسان را می‌توان به عنوان “انتقام آدم‌های عجیب و غریب” تعبیر کرد. اگرچه اندازه مغز نئاندرتال‌ها با مغز انسان‌ها مساوی بود، اما شکل جمجمه‌های فسیل شده آنان اشاره به این واقعیت دارد که انسان‌ها دارای لب پیشانی نسبتا بزرگتری بودند.

این ناحیه از مغز مسئولیت کنترل قدرت تصمیم‌گیری، رفتار اجتماعی و تمایل‌های منحصربفرد انسانی از قبیل خلاقیت و تفکر انتزاعی را بر‌عهده‌دارد.

نئاندرتال‌ها قوی‌تر از ما بوده و بالاتنه‌ی بسیار نیرومندی داشتند. قدرت بدنی نئاندرتال‌ها سازگاری آنان را در برابر آب و هوای سرد اروپا تقویت می‌کرد. ما در مقایسه با نئاندرتال‌ها موجودات بسیار ضعیفی بودیم چرا که فاقد هرگونه برتری فیزیکی نسبت به آنان بودیم. می‌توان اینطور استنباط نمود که نیروی مغز بر نیروی عضلانی غلبه کرد.

اجداد ما به جای اینکه در نبردی حماسی دشمنان‌شان را قلع و قمع کنند، با اتکا به قدرت بقای زیرکانه خود جان سالم به در بردند و بر تعدادشان افزوده شد. در حالیکه برادران قوی هیکل ما تسلیم فرشته مرگ شده و منقرض گردیدند.

اجداد ما و برخورد با نئاندرتال‌ها

مقایسه پهلو به پهلوی جمجمه "نئاندرتال "و جمجمۀ "انسان مدرن" در موزه تاریخ طبیعی کلیولند

اجداد ما و برخورد با نئاندرتال‌ها
به اين كتاب امتياز بدهيد.

در سفرنامه خاور بی‌بی آمده است:

«به سر قبر شاه شهید رفته خیلی گریه کردم. چشم آدم که می‌افتد بی اختیار دلش کباب می‌شود، روی مرقد اطلس مشکی کشیده‌اند، سه عدد لوح خاتم با سه عدد جعبه تویش قرآن می‌گذارند در بالای سر، روی مرقد گذاشته‌اند، از گلدان‌های چینی اعلی و جاروچلچراغ و لاله، جور به جور به قدری گذاشته‌اند که جای خالی نمانده.

عکسش را با قلم کشیده خیلی بزرگ و بسیار شبیه است. آدم بی‌اختیار خجالت می‌کشد. سنگ روی مرقد را هنوز نگذاشته‌اند. گفتند سه سال است سنگ‌تراش کار می کند هنوز تمام نشده است…»

تا مدت‌ها پس از مرگ ناصرالدین شاه، جسد او در تکیه دولت نگهداری می‌شد و بعد در سالروز مرگش با اجازه علما و به دستور امین‌الدله (صدراعظم وقت) در آرامگاه دائمی خود در کنار مرقد حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

اما از آنجا که شاهزادگان و درباریان قاجاری نتوانسته بودند آرامگاهی اختصاصی برای شاه شهید بنا کنند، به یکی از استادان برجسته سنگ‌تراشی آن زمان به نام استاد «حسین حجار» (حجارباشی) در یزد دستوری مبنی برساخت سنگ قبری بنام ناصرالدین شاه دادند.

استاد «حسین حجارباشی» چهار سال زمان برای ساخت سنگ قبر ناصرالدین‌شاه درخواست کرد. او از یک تکه سنگ مرمر سبز با حجاری خارق‌العاده‌اش، تمثالی از شاه را حک کرد و نهایت ظرافت و زیبایی را در آن سنگ قبر بکار برد و دورتادور آن نیز.شعری دوازده بیتی در سوگ او حک کرد.

این سنگ قبر بعد از آماده شدن با زحمت زیادی توسط مردم از یزد به تهران منتقل شد. در هرآبادی، حاکم نایب‌الحکومه، کدخدا و اعیان مجبور بودند که در مسیر ،سنگ را با غلتاندن آن روی تیرهای چوبی، به سمت تهران حمل کنند. گفته‌ها حاکی از آن است که به دلیل وزن سنگین این سنگ،تحمل آن برای افراد بسیار سخت بود تا آنجا که بین ۳۰ تا۵۰نفر از مردان به دلیل فشار سنگ کشته شدند.

عبدالله مستوفی می‌نویسد:

«این مقبره از مقبره "حاجی ملاکنی" و مقبره "جیران" و یکی دو اطاق دیگر که به‌ منزله قهوه‌خانه و آبدارخانه این مقبره‌ها بود ساخته شده و سنگ مرمر روی قبر را از یزد به تهران آوردند. سنگ را روی تیرهای کوتاهی می‌نداختند و از عقب، عمله‌ها با فشار بدن خود که به سنگ وارد می کردند سنگ را با تیرهای زیرش می‌غلطانیدند. به‌طوری‌که تیرهای زیر سنگ کار عراده را صورت می‌داد. هرچه از تیرها از عقب از زیر سنگ بیرون می‌آمد به‌جلو انتقال می‌یافت البته صد ذرعی که به این کیفیت سنگ را می‌پیمود، تیرها یکی بعد از دیگری از کار می‌افتاد و باید با استفاده از نیروهای نویی که همراه داشتند، تیرهای شکسته را بمرور عوض کنند… حاکم یزد باید سنگ را به‌این زحمت از خاک خود بیرون کرده به خاک اصفهان برساند،حاکم اصفهان، کاشان، قم هریک به نوبت خود همین عمل را مجری دارند.»

و جعفر شهری آورده است:

«سنگ مرمر دو متر طول و یک متر و یک چارک (۲۵ساتیمتر) عرض و چهار وجب ضخامت؛ سوای زیرپایه یک پارچه بزرگتر از رویی به امضای عمل استاد «حسین حجارباشی» با زیور و زوایا و با حاشیه ازمروارید، پرزحمت‌ترین، دقیق‌ترین و هنرمندانه‌ترین حجاری است که چهارسال پیوسته صرف آن شده شده است.»

بعد از اتمام ساخت سنگ قبر ناصرالدین‌شاه، مظفرالدین‌شاه به استاد «حسین حجارباشی»، صدتومان دستمزد داد که این رقم ناچیز برای آن کار سخت و دشوار چنان توهین‌آمیز بود که وی از شدت رنج و اندوه بیمار شد و درگذشت.

پس از انقلاب اسلامی، در جریان تخریب امکنه‌های قدیمی، خلخالی (حاکم شرع) اقدام به تخریب آرامگاه رضاشاه در شاه‌عبدالظیم نمود. سپس متوجه قبر ناصرالدین شاه در داخل محوطه حرم گردید و آن را نیز تخریب کرد. سنگ قبر حجاری شده که از شاهکارهای معماری ایرانی بود، گمان می‌رفت که تخریب شده. اما خوشبختانه اینگونه نشد. هیچکس متوجه نشد که این سنگ قبر کی و چه زمانی از محوطه خارج شده و در گوشه‌ای مخفی بود. نهایتا سال‌ها بعد که این اعمال تخریب آثار ملی، به پایان رسیده بود، سنگ قبر تحویل میراث فرهنگی داده شد و امروز در حیاط کاخ گلستان تهران، در یک حفاظ شیشه‌ای در معرض بازدید عموم قرار داده شده است.

ماجرای سنگ‌قبر ناصرالدین‌شاه

سنگ قبر ناصرالدین شاه، شاهکار معماری ایرانی که به وسیله استاد حسین حجارباشی در یزد و بر روی سنگ مرمر تراشیده شد. اکنون در حیاط کاخ گلستان تهران قرار دارد.

ماجرای سنگ‌قبر ناصرالدین‌شاه
به اين كتاب امتياز بدهيد.

پس از فتح مصر توسط هخامنشیان، کل سرزمین مصر به عنوان یک ایالت از امپراطوری ایرانی هخامنشی، قلمداد شد و "آرواندس" به عنوان استاندار مصر از جانب داریوش برگزیده شد. ساتراپ مصر به تقلید از داریوش بزرگ، سکه‌های نقره‌ای مخصوص به خود ضرب کرده بود. این عمل او خشم داریوش نسبت به ساتراپ مصر را برانگیخت.

جدا از این ماجرا، همزمان با حمله داریوش به اروپا، آرواندس به مناطق یونانی‌نشین آفریقا هجوم آورده و شهر‌های «کورنه» و «برکه» را متصرف شده بود.

البته این اقدام آرواندس با دستور داریوش به انجام رسیده و بخشی از نقشه تصرف یونان و سرزمین‌های اروپایی بود. اما آرواندس چنان با سفاکی جنگ آفریقا را پیش برد چنان که از خط عمومی سیاست داریوش خارج شده و مورد خشم داریوش واقع گردید.

کم‌کم سیاست‌های جابرانه آرواندس موجبات نارضایتی مردم مصر را نیز برانگیخت و توده مردم، علیه او شوریدند. داریوش نیز از فرصت استفاده کرد و از ساتراپ خود کوچکترین حمایتی نکرد تا خود مصری‌ها او را از قدرت به زیر کشیدند.

ماجرای داریوش هخامنشی و ساتراپ مصر

"آرواندس" ساتراپ و فرماندار جاه‌طلب مصر در زمان داریوش بزرگ
حدود 2400 سال قبل

ماجرای داریوش هخامنشی و ساتراپ مصر
به اين كتاب امتياز بدهيد.

تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که سرنوشت قاره‌های زمین و جغرافیای سیاره ما، در آینده چگونه رقم خواهد خورد؟

کره زمین ما، در ۲۵۰ میلیون سال بعد با امروز به طور کلی متفاوت خواهد بود. قاره‌ها و خشکی‌های زمین همواره به کندی در حرکت هستند. تا  ۲۵۰ میلیون سال بعد، قاره اروپا با قاره آفریقا تصادف خواهد کرد و یکی خواهد شد. استرالیا نیز به سمت شمال حرکت کرده و با آسیا ادغام خواهد شد.

۲۵۰ میلیون سال پیش، تقریبا تمامی خشکی‌های زمین به هم پیوسته بود و زمین عبارت بود از تنها  یک سوپر‌قاره به نام «پانگه‌آ». سپس بر اثر زلزله‌ها و عوامل درون‌زمینی، پانگه‌آ بصورت قطعات بزرگی شکسته شد. فرایندی تدریجی که تکتونیک صفحه ای نام دارد. اما روند دور شدن قاره‌ها، به پایان رسیده و امروزه، قاره‌ها مجددا به کندی در حرکت به سوی یکدیگرند. قاره‌ها به آهستگی شروع به همگرایی کرده‌اند و به آن ادامه می‌دهند تا جایی که در طول ۲۵۰ میلیون سال آینده قاره عظیمی بنام «آلتیما پانگه‌آ» را تشکیل خواهند داد.

بر طبق پیش‌بینی‌های محققان دانشگاه تگزاس؛ آفریقا به حرکتش رو به شمال ادامه می‌دهد و پس از تصادف با اروپا، برخورد فشاری بر آلپ و پیرینه در اروپا وارد می‌کند و رشته‌کوهی در مقیاس هیمالیا در جنوب اروپا به جا خواهد گذاشت.

استرالیا نیز به سمت شمال حرکت کرده و با جزایر جنوبی آسیای‌جنوب‌شرقی برخورد خواهدا کرد. با برخورد شانه چپ این قاره، استرالیا می چرخد و به چین جنوبی و برونئی برخورد می‌کند. مثل هند که ۵۰ میلیون سال قبل با آسیا برخورد کرد و به قاره ی آسیا اضافه شد.

آمریکا هم ابتدا از آفریقا و اروپا دورتر می‌شود. چرا که اقیانوی آتلانتیک به طور دائم بزرگ و بزرگتر می شود. در واقع کف دریای آتلانتیک از شمال تا جنوب به وسیله یک شیار یا برامدگی کوهستانی زیر آبی شکاف می خورد و کف آن را گسترش می‌دهد. این شیار جایی است که مواد سنگی از داخل زمین از آن به بالا جریان پیدا می کند. به عبارتی دو نیمه کف دریا به آهستگی از هم جدا می شود و شیار آن با یک ماده ی جدید پر می شود و موجب می شود که آتلانتیک پهن شود. اما با ادامه فعل و انفعالات‌، این اقیانوس کوچکتر می‌شود و سرانجام ناپدید می‌گردد. سپس قاره آمریکا نیز به سمت شرق کشیده شده و با قاره اروپا و آفریقا برخورد و ادغام می‌شود.

بدین‌ترتیب بعد از ۲۵۰ میلیون سال قاره های زمین دوباره بصورت توده خشک و عظیمی بنام آلتیما پانگه‌آ با یکدیگر ادغام می‌شوند. مطمئنا هیچ‌یک از ما در آن روزگار نخواهیم بود اما علم، آینده را برای ما بازسازی کرده است.

سرنوشت جغرافیای زمین در آینده!

سرنوشت جغرافیای زمین در آینده!
به اين كتاب امتياز بدهيد.

" اسحاق نیوتن " فیزیک‌دان، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس، فیلسوف و دانشمند بزرگ انگلیسی بود. نیوتون از مشهورترین افرادی است که بشریت به خود دیده است. او در سال ۱۶۸۷ میلادی شاهکار خود «اصول ریاضی فلسفهٔ طبیعی» را به نگارش درآورد و بعد‌ها بنیان‌گذاری حساب دیفرانسیل و انتگرال و ارتقای نظریهٔ خورشید-مرکزی از دیگر نظریه‌های مهم خود را منتشر کرد.

نیوتن شخصیتی غیرعادی و بسیار بسیار عجیب داشت، بیش از اندازه استثنایی اما تک‌رو، سرد، بدعنق تا حد پارانویا و به حواس‌پرتی و انجام دادن کارهای غیرعادی معروف بود. یک بار سنجاقی دراز را در کاسهٔ چشم خود، بین چشم و استخوان کاسهٔ چشم و نزدیک به عقب چشم خود فرو بُرد و به اطراف چرخاند تا ببیند چه تغییری پیش می‌آید!!! او به طور معجزه‌آسایی از این اتفاق، صدمه ندید!!! در موردی دیگر، مدتی بس طولانی و تا جایی‌که می‌توانست تاب بیاورد به خورشید خیره شد تا ببیند چه تأثیری بر بیناییش می‌گذارد!!! در کمال شگفتی، این بار نیز آسیبی ندید و تنها مجبور شد چند روزی را در یک اتاق تاریک بماند تا چشمانش به وضعیت عادی برگردند.

مهمترین کشف زندگی او، کشف نیروی جاذبه و گرانش زمین بود که نام او را برای همیشه در تاریخ بشریت، جاودانه ساخت.

اسحاق نیوتون

پرتره ای زیبا از "اسحاق نیوتن" دانشمند مشهور و کاشف جاذبه

اسحاق نیوتون
به اين كتاب امتياز بدهيد.

"سلطان مراد چهارم" از مقتدرترین و درعین‌حال، صالح‌ترین سلاطین عثمانی بود. او در جريان پاكسازی سازمان‌های دولتی اين كشور، "رجب پاشا" صدرالاعظم خودرا اعدام كرد و ظرف چند روز صدها مقام دولتی و كارمند رسمی را به جرم سوءاستفاده از مقام و منزلت، دزدی از اموال عمومی، سردوانيدن مردم، امروز و فردا کردن و… به چوبه‌دار سپرد.

اين پاكسازي در پي اعتراض افسران ارتش عثماني به گسترش فساد اداري و بوروكراسي بد بود. البته او برای ایران، نمادی از تجاوز و توحش بود. چرا که پس از مرگ شاه عباس صفوی که اوضاع در ایران بهم ریخته بود وی به ایران حمله کرد، صفویان را شکست داد، تبریز را ویران کرد و عراق را از ایران جدا ساخت.

"سلطان مراد چهارم" و پاکسازی دربار از مفسدین اقتصادی!

"سلطان مراد چهارم" پادشاه قدرتمند عثمانی
عثمانی؛ 1632 میلادی

“سلطان مراد چهارم” و پاکسازی دربار از مفسدین اقتصادی!
به اين كتاب امتياز بدهيد.

آشور، خون‌خوارترین حکومت سامی بود که در خاورمیانه‌قدیم تاسیس شد و در آغاز تابع بابل بود. در سال ۱۸۰۰ پ.م سنگ‌بنای تاسیس حکومت آشور با اتحاد شهرهای آشور، نینوا و اربیل شکل گرفت و چهارصد سال بعد، این حکومت، مقتدرترین حکومت خاورمیانه بود. آن‌ها هزار سال حاکم مطلق میان‌رودان بودند.

آشوری‌ها چون سرزمینشان حاصلخیز نبود، از همان آغاز شکل‌گیری، باج‌گیری و دست‌اندازی به سرزمین‌های دیگر را در پیش گرفتند. به زودی آن‌ها تبدیل به یک حکومت به شدت جنگجو و البته متجاوز شدند.

در سال ۶۳۹ پیش از میلاد آشوربانیپال شاه آشور، با شکست دادن دولت عیلام و غارت شهر شوش، دولت آشور را به اوج قدرت رساند. پس از این جنگ، دیگر عیلام هرگز نتوانست شکوه گذشته خود را باز یابد و این آغاز افول حکومت ایرانی عیلام بود.

امپراتوری قدرتمند آشور نهایتا به وسیله ایرانیان نابود شد. در سال ۶۱۲ پ.م با هجوم مادها به آشور، شهر آشور پایتخت دولت آشوری‌ها تصرف شد. از این پس شهر نینوا تا دو سال، پایتخت آشوری‌ها بود اما با ااتحاد ماد و بابل و با کمک پارس‌ها، این شهر نیز متصرف شد و دولت آشور برای همیشه از صفحه تاریخ، محو گردید.

مختصری از پادشاهی آشوری‌ها در بین‌النهرین

شکار شیر توسط "آشور بانیپال" بزرگترین پادشاه آشور
حدود 650 سال پیش از میلاد
عراق امروزی؛ نینوا، کاخ شمالی

مختصری از پادشاهی آشوری‌ها در بین‌النهرین
به اين كتاب امتياز بدهيد.

مجسمه مفرغی که بنابر شواهد موجود، ظاهرا مربوط به "سارگن بزرگ" فرمانروای مقتدر "اکد" می‌باشد.

سارگون بزرگ، پادشاه آکد

این مجسمه بسیار جالب، دست‌کم متعلق به 2200 پیش از میلاد می‌باشد و در ایالت نینوا در کشور عراق کشف شده است و اکنون در موزه بین‌النهرین بغداد نگهداری می‌شود.

سارگون اول، نخستین فرمانروای نامی اکد است که توانست بر "لوگال‌زاگه‌سی" پادشاه "سومر" غلبه کرده و آکد را به اوج قدرت برساند. یک لوح متعلق به دوران امپراتوری آشور در چند خط از زبان خود سارگون، دوران کودکی او را شرح می‌دهد که شباهت زیادی به زندگی موسی در کودکی دارد. مشخص نیست این لوح، بازنویسی از روی نسخه آکدی باشد یا توسط خود آشوری‌ها و بر اساس شنیده‌ها از دوران سارگون، حکاکی شده باشد. لوح با جمله «منم سارگون، شاه بزرگ، شاه اکد» آغاز می‌شود سپس به شرح تولد و سال‌های نخست گوینده داستان می‌پردازد:

مادر یک کاهنه بود. (اما) پدرم را نمی‌شناسم.

برادران پدرم عاشق کوه‌ها بودند.

زادگاه من "آزوپیرانو" است، که در ساحل فرات قرار دارد.

مادر کاهنه‌ام مرا حامله شد، او مرا در خفا به دنیا آورد.

او مرا در رودخانه انداخت. (اما) آب مرا غرق نکرد.

آب مرا به سوی "اکی‌آبیار" برد.

"اکی‌آبیار" مرا به فرزندی پذیرفت و مرا تربیت کرد.

اکی‌آبیار مرا به باغبانی خود برگزید.

هنگامی که من یک باغبان بودم، ایشتار عشق خود را به من ارزانی داشت، و من برای چهل و … سال پادشاهی کردم.

سارگون بزرگ، پادشاه آکد
به اين كتاب امتياز بدهيد.

درباره مرگ اسکندر مقدونی در منابع تاریخی حکایات متفاوتی آمده است.یکی از این حکایات این است که یولاس ساقی اسکندر به تحریک برادر(پدر!) خود که مورد بی‌مهری اسکندر قرارگرفته بود سم مهلکی در جام اسکندر ریخت و وی را از پای درآورد. اسکندر بر اثر خوردن زهر بسیار پریشان حال شده بود و خود را در چند قدمی مرگ احساس میکرد، بنابراین خواست تا او را به رودخانه فرات اندازند تا مردم و سردارانش تصور کنند که او نمرده بلکه به نزد خدایان صعود کرده است!

در آن هنگام کسی گمان نمیکرد که اسکندر مسموم شده باشد و کسی نیز در مظان اتهام قرار نگرفت. از نوع زهری که با آن اسکندر به قتل رسید افسانه ای درست کرده اند به این مضمون که زهری که به اسکندر خورانده شد از تلخی چنان است که نمیتوان آنرا در ظرف خاصی نگه داری کرد و تنها آن را در سم اسب نگهداری میکردند زیرا از فرط تلخی و زنندگی ظرف را میشکند!

نقل قول دیگر درباره مرگ اسکندر این است که اسکندر بر اثر بیماری مالاریا، تب شدیدی نمود و درگذشت.

نقل دیگری حاکی است: اسکندر سفری به طرف رودخانه فرات کرد و شروع به بنای یک مرکز تعمیر کشتی در بابل نمود. در این بین ناگهان به تبی مبتلا گردید که ظاهرا از اثر باتلاق و مرداب های فرات بوده است و با وجود داشتن تب از دادن دستورات کوتاهی نمیکرد ولی بالاخره مرض شدت گرفت و او را از سخن گفتن انداخت و مرگ، او را فراگرفت.

اسکندر در 32 سالگی در بابل مرد. جسد او را به اسکندریه ی مصر و در آنجا دفن کردند.

جسد اسکندر را درون یک تابوت‌دان طلایی انسان‌نما قرار دادند و آن را درون تابوتی طلایی گذاشتند. بنا به گفته آیلیان، پیشگویی به نام آریستاندر پیش‌بینی کرد که زمینی که اسکندر را در آن دفن کنند تا ابد شادمان و شکست‌ناپذیر خواهد ماند.

محتمل‌تر آن است که جانشینان، تملک جسد اسکندر را نماد مشروعیت دانسته‌اند زیرا که دفن شاه پیشین امتیازی ویژه محسوب می‌شد.

وقتی که تشییع‌کنندگان در حال انتقال جسد اسکندر به مقدونیه بودند، بطلمیوس آن را دزدید و به ممفیس برد. جانشینش، بطلمیوس دوم فیلادلفوس، تابوت‌دان را به اسکندریه منتقل کرد و حداقل تا دوران باستان متأخر در آنجا ماند.

بطلمیوس چهارم لاتوروس، از آخرین جانشینان بطلمیوس، تابوت‌دان طلایی اسکندر را با تابوت‌دانی شیشه‌ای عوض کرد تا از طلای تابوت‌دان اصلی برای ضرب سکه استفاده کند. پومپه، ژولیوس سزار، و آگوستوس همگی از آرامگاه اسکندر در اسکندریه بازدید کردند. گفته می‌شود آگوستوس به طور اتفاقی بینی جسد را کند!

همچنین گفته می‌شود کالیگولا(امپراتور دیوانه) سینه زره اسکندر را از آرامگاهش برای خودش برداشت. امپراتور سپتیموس سوروس در سال 200 پس از میلاد آرامگاه اسکندر را بر روی مردم بست. پسر و جانشینش، کاراکالا، از ستایندگان اسکندر، در دوره سلطنت خویش از آرامگاه بازدید کرد. پس از این زمان، جزئیات سرنوشت آرامگاه مبهم مانده‌است.

————
منابع

سلوکیان.خدادادیان.مجموعه چهارم.ص6
اسکندر مقدونی.جان گونتر.ترجمه قریب. ص70
تاریخ ایران سرپرسی سایکس.ترجمه فخر داعی.ج 2.ص 375

مرگ اسگندر مقدونی
به اين كتاب امتياز بدهيد.

"میکل سروتوس" پزشک اسپانیایی بود که به فرمان کلیسا زنده زنده در آتش سوزانده شد. گناه "سروتوس" علاوه بر انتشار کتابی درباره گردش خون و علل بروز بيماري ها، نوشتن مکتوبي بود درباره پايه و تعريف گناه. وي در اين مکتوب اشاره کرده بود که تعريف و برداشت کليساي کاتوليک از گناه را در انجيل نديده است.

اين نوشته خشم رهبران کليساي کاتوليک را برانگيخت و او را متهم به کفر و الحاد کردند و در وين به زندان افکندند که از زندان فرار کرد.

او در سر راه فرار خود به اسپانيا؛ وارد ژنو شد که در آنجا به چنگ پروتستانها افتاد و آنان وي را «يونيتارين» خواندند و اتهامات سابق را هم بر آن اضافه کردند و به اعدام محکوم ساختند.

سرانجام در 27 اکتبر سال 1553 سروتوس پزشک اسپانيايي در ژنو در يک محکمه مذهبي به گناه کفر و الحاد به اعدام محکوم شد و او را آتش زدند. وي هنگام مرگ 42 ساله بود.

بعدها صداي اعدام سروتوس در اروپا پيچيد و سرانجام به تحمل عقاید و ابراز نظر منجر شد.

“میکل سروتوس” پزشک اسپانیایی
3 (60%) 2 votes

یعقوب‌لیث صفاری بنیانگذار اولیه شعر فارسی در ایران است و در زمان دولت او بود که شعر فارسی برای نخستین بار رسمیت یافت. توجه عمیق یعقوب به احیای افتخارات قدیم ایران و ضبط و نشر خداینامه در این سرزمین است. قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالس المومنین ترجمه تاریخ پادشاهان قدیم ایران را به او(یعقوب) نسبت داده و چنین نوشته است:

«از آثار او ترجمه تاریخ ملوک عجم است… چون ان کتاب از خانه یزدجرد که آخر ملوک عجم بوده به دست لشکراسلام افتاد و در وقتی که قسمت غنائم بر لشکریان مینمودند حصه حبشه شد…در اکثر بلاد حبشه متداول شد و از انجا به دکن و سایر ملک هندوستان رسید و در انجا نیز متداول شد.

چون دولت به یعقوب بن لیث رسید،کس به هندوستان فرستاد و آن نسخه را بیاورد و [بعدها در زمان سامانیان] ابومنصور عبدالرزاق بن عبدالله فرخ که معتمد الملک بود بفرمود تا انچه دانشور و دهقان به زبان پهلوی ذکر کرده بود به زبان فارسی نقل کند.و از آخر زمان خسروپرویز تا ختم کار یزدجرد شهریار هرچه واقع شده بدان الحاق نماید.

پس ابومنصور عبدالرزاق کلیددار سعد بن منصور عمری را بفرمود تا آنکه نسخه را به اتفاق چهار کس دیگر؛ یکی تاج بن خراسانی از هرات، دوم یزدان بن شاپور از سیستان، سیم(سوم) ماهوبن خورشید از نیشابور، چارم سلیمان بن برزین از طوس در تاریخ سال سیصد و شصت هجری تمام کردند و در خراسان و عراق از آن نسخت ها گرفتند و چون دولت از آل یعقوب به آل سامان رسید ایشان را نیز به مطالعه آن اهتمام شد.»

از این روایت برمی آید که یعقوب اصل کتاب را از هندوستان آورده است و بعدها دقیقی شاعر آن را به شعر شروع کرده و ابومنصور دستور ترجمه داده و بالاخره فردوسی به طور کلی آن را به نظم درآورده است…

یعقوب خود را از اولاد پادشاهان ساسانی میدانست. در روایات آورده اند بعد از استیصال عجم،کیخسرو و هامان دوپسر از اولاد انوشیروان به دزفول آمدند و در ضل حمایت یکی از اکابر آنجا… استقلال جسته تا دو سه قرن بر این بگذشت.جمعی از اعراب ازین معنی واقف شده،بی علاج،اولاد هامان به جانب دارالمرز شتافته،اولاد کیخسرو به دژ هفتواد که به بم کرمان مشهور است رفتند و لیث به ناحیه ای از نواحی سیستان جا گرفت،)و این همان لیث پدر یعقوب است.

———–
منابع

مجالس المومنین صفحه 97.
مقدمه ادیب الممالک بر شاهنامه.ص 7
احیا الملوک ص.25
یعقوب لیث تالیف دکتر باستانی پاریزی.ص 138.
قهرمانان ملی ایران.رفیع حقیقت.ج 1.ص 504

“یعقوب‌لیث صفاری” و احیای فرهنگ ایران
به اين كتاب امتياز بدهيد.

"دوره مِی‌جی" دورانی چهل‌وپنج ساله از 1868 تا 1912 است در تاریخ ژاپن است که در آن دوران امپراتور مِی‌ج قدرت را در دست داشت.

در سوم فوریه ۱۸۶۷ موتسوهیتو در سن چهارده سالگی جانشین پدر شد و دوران مِی‌جی آغاز گردید. او صد و بیست و دومین امپراتور ژاپن بود. از او بعنوان امپراتور بزرگ میجی نیز نام برده می‌شود.

در طول این دوره ژاپن مدرن‌گرایی خود را آغاز کرد. سرآغاز این اصلاحات سوگندنامه‌ای پنج‌ماده‌ای بود که در هفتم آوریل ۱۸۶۸ و در هنگام تاج‌گذاری امپراتور مِی‌جی اعلام شد.

این سوگندنامه هدف از دگرگونی‌های دوران امپراتور مِی‌جی را روشن کرد و بنیانی قانونی برای مدرن‌گرایی ژاپن بنا نهاد. پنج ماده این سوگندنامه به شرح زیر بود:

۱- برپایی شورای مشورتی.

۲- دخالت همه طبقات در اداره امور مملکتی.

۳- الغای قانون‌های تجمل‌ستیز و حذف محدودیت‌های طبقاتی در استخدام.

۴- جایگزین کردن قانون‌های منصفانه طبیعی به جای سنت‌های نادرست.

۵- جستجوی جهانی دانش به منظور تقویت بنیاد حکومت امپراتوری.

با وجود مخالفت‌ها، رهبران مِی‌جی به مدرن‌سازی ژاپن ادامه دادند. آن‌ها با حمایت‌های دولتی به تمام شهرهای مهم کشور سیم تلگراف کشیدند. صنعت کشتی‌سازی، راه‌آهن، کارخانه‌های مهمات‌سازی، معدن و دیگر صنایع نیز از این حمایت‌ها برخوردار شد.

نگرانی از امنیت ملی باعث توجه بسیار به نوسازی ارتش شد. به این ترتیب ارتشی کوچک با یک سیستم بزرگ پشتیبانی شکل گرفت و نظام سربازی برای همه مردان اجباری شد. سامانه‌های نظامی ارتش‌های خارجی و به ویژه سیستم فرانسوی مورد مطالعه قرار گرفت و در سیستم نظامی ژاپن به کار برده شد.

امپراتور میجی در سن ۶۱ سالگی بعلت بیماری دیابت در گذشت.

“مِی‌جی” بنیانگذار ژاپن مدرن
به اين كتاب امتياز بدهيد.

«هاراکیری» یا خودکشی سامورایی‌ها به عنوان بخشی از آیین سامورایی‌ها، هاراکیری نوعی مرگ شرافتمندانه محسوب می‌شود، به جای آنکه یک سامورایی به‌دست دشمن بیفتد، خودش را می‌کشت. همچنین نوع دیگر هاراکیری زمانی رخ می‌دهد که یک سامورایی عمل خطایی انجام داده که مستوجب مرگ است. در هاراکیری، فرد هاراکیری‌کننده شمشیر را در شکم خود فرومی‌کند و آن را به چپ و راست حرکت می‌دهد.

در سال ۱۸۷۳، هاراکیری به عنوان یک مجازات قضایی در ژاپن منع شد، ولی حتی پس از فرمان منع به‌کارگیری آن به عنوان مجازات این کار در میان نظامیان و دیگر مردم ژاپن به عنوان نمادی از شرافت ادامه داشت.

بسیاری از سربازان شکست‌خوردهٔ ژاپنی در پایان جنگ جهانی دوم دست به خودکشی به این سبک زدند تا به تسلیم‌شدن کشورشان در جنگ اعتراض کنند.

هاراکیری، خودکشی سامورایی‌ها
به اين كتاب امتياز بدهيد.

"برتراند راسل" فیلسوف، منطق‌دان، ریاضی‌دان، مورخ، جامعه‌شناس و فعّال صلح‌طلب بریتانیایی بود که در قرن بیستم می‌زیست.

راسل یکی از پیشتازان فلاسفه در قرن بیستم محسوب می‌شود و «جنبش مخالفت با آرمان‌گرایی» را در اوایل قرن بیستم رهبری می‌کرد. از وی به همراه گوتلوب فرگه و لودویگ ویتگنشتاین، به عنوان بنیان‌گذاران فلسفهٔ تحلیلی یاد می‌گردد.

برتراند راسل یک فعال ضدجنگ و مخالف امپریالیسم بود که به دلیل عقاید صلح‌طلبانه‌اش در طول جنگ جهانی اول، از دانشگاه اخراج شد و به زندان افتاد.

او مخالف آدولف هیتلر، منتقد تمامیت‌خواهی استالین، معترض درگیری آمریکا در جنگ ویتنام و همچنین از حامیان خلع سلاح هسته‌ای بود.وی در سال ۱۹۵۰، به پاس «آثار متعدد در حمایت از نوع‌دوستی و آزادی اندیشه»، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات گردید.

او در کتاب قدرت دربارهٔ سیاستمداران می‌گوید:

«کسب قدرت هرچه بیشتر، هدف حاکمان سیاسی بشری است همچنانکه قانون جاذبه، در اجسام، حاکم است… فقط با کشف این رمز که قدرت طلبی، عامل تعیین کننده فعالیت‌های مهم سیاسی است می‌توان طومار تاریخ تحولات سیاسی بشری از باستان تا معاصر را توجیه و تفسیر نمود… به همان ترتیبی که در علم فیزیک، «انرژی» عامل اساسی پدیده‌ها است «قدرت طلبی» مانند انرژی، دارای صور گوناگون است، تموّل، ارتش، مهمات جنگی.»

راسل در کتاب اخلاق و سیاست در جامعه می‌نویسد:

«اگر انسان را معجونی از فرشته و حیوان بدانیم حقّاً دربارهٔ حیوان بی انصافی کرده‌ایم پس چه بهتر است که او را – ترکیبی از فرشته و شیطان بدانیم.»

راسل در فصل آخر کتاب «آیا بشر آینده‌ای هم دارد»، یادآور می‌شود که پیشرفت علم با وجود این رهبران خودخواه، تا چه حد به مصائب بشر افزوده به نظر او نزاع سال ۱۹۶۱ کندی و خروشچف تا نابود کردن همه ابناء بشر فاصله‌ای نداشته‌است».

او می‌نویسد:

اینک (ژوئیه ۱۹۶۱) مهمترین مسئله‌ای که در برابر جهان قرار دارد بدینقرار است:
آیا از راه جنگ می‌توان چیزی بدست آورد که مورد پسند کسی باشد؟ کندی و خروشچف می‌گویند آری مردانی که از سلامت عقل، برخوردارند می‌گویند نه. اگر این دو را قادر به تخمین احتمالات عقلانی بدانیم، ناگزیر به این نتیجه می‌رسیم که هر دو نفر بر این امر که وقت خاتمه دادن به وجود بشر رسیده‌است اتفاق نظر دارند.

برتراند راسل، فیلسوف بریتانیایی
به اين كتاب امتياز بدهيد.
دانلود همه كتاب‌های تاريخ‌بوك با يك كليك